آن شده است یک روز طولانی: یک قرنطینه معمول در شعر

بیدار شدن از خواب در 1

این یکی دیگر از روز در قرنطینه.

هیچ یک از کار من انجام شده است

و من احساس می کنم مثل یک ماشین زنگ زده.

من باید از خوردن صبحانه یا ناهار ؟

پیچ آن چرا هر دو ؟

من قصد دارم یک قوز,

اما من فکر می کنم این روز را از خود بیزار.

آه پسر زمان برای من زوم تماس بگیرید.

من نمی توانم صبر کنید به “شرکت کنند.”

من حدس می زنم یک بار دیگر من AWOL

تلاش برای رفع me up یک صفحه.

در حال حاضر که که انجام می شود باید من دوش?

یا می شود که اتلاف وقت است ؟

نگه, چگونه می خواهم که تصمیم من را نیم ساعت ؟

Eh حداقل من قادر خواهید بود برای خلاص شدن از این همه دوده.

در حال حاضر که در حمام انجام می شود

آن زمان برای غذا ،

من فکر می کنم من گرم تا یک لوبیا قرمز مستی

و شاید یک فنجان چای سیاه است.

“با این همه انرژی من باید شروع به کار من!”

بنابراین من می گویند با اعتماد به نفس.

اما یک بار دیگر من هستند ،

من سمت چپ برکلی و با آن من شایستگی.

در یک چشم بر هم زدن ساعت رفته اند.

من به پایان رسید سه قسمت از “ببر پادشاه است.”

اعمال من من نمی تواند توجیه کند.

من دراز کشیده و برای مدت طولانی من فقط کشیده من بيشتر است.

آن بوده است در حالی که از من خورده ام.

من پیاده روی 20 قدم به یخچال.

این قرنطینه غم است مرا مورد ضرب و شتم

اما می توان آن را ثابت توسط ماهی از مزرعه Pepperidge.

اوه مرد آن بوده است یک روز طولانی است.

من آن را OK ،

صبر کنید امروز واقعا روز شنبه?

خوب, من حدس می زنم آن را همین فردا.

تماس با رحلت عالم در [email protected].

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>