زمانی که من برای اولین بار وارد دانشگاه برکلی من آماده نبود به حقه بازی تمام چیزهایی که پرتاب شد در طول سال تحصیلی. زندگی من تغییر کرده بود به طوری ناگهان چون من تا به حال به مطمئن شوید که پدر و مادر من انجام شد و در حالی که مشغول به کار پاره وقت در استارباکس و تکمیل چالش برانگیز مدرسه. به عنوان یک homebody من تاسف کمبود وقت آزاد داشتم و اغلب گرامی گاه به گاه نادر بعد از lounging اما COVID-19 محاوره شناخته شده به عنوان coronavirus به من آموخته بود ممنون من یک بار برنامه گیج کننده است.

در ابتدا حجم کار در UC برکلی واقعا در زمان تلفات در سلامت روان. در طول سال اول من یک مقدار زیادی از ساعت چون من احساس می کنم نیاز به پول به منظور ارائه برای خودم مطمئن شوید که پدر و مادر من تا به حال یک چیز کمتر به نگرانی در مورد. در حال حاضر من از روی علاقه به عقب نگاه در آن روز هنگامی که ما تا به حال یک روز صبح با عجله در استارباکس. مطمئن زندگی فوق العاده استرس زا بود اما من تا به حال چیزی برای انجام و همچنین به عنوان یک هدف که محرک احساسات من و من تحت فشار قرار دادند برای تبدیل شدن به بهترین نسخه از خودم. کار من و من نگه داشته در یک تولیدی روال و ارائه زمان کمی برای فکر کردن و یا نگرانی در مورد مسائل خارجی اما COVID-19 انداخته است زندگی من به بی نظمی در نهایت اجازه می دهد من به سقوط دوباره به عادات بد و روحی است.

خوشبختانه با وجود داشتن همیشه کافی بیکار زمان من در زمان فعالیت های بسیاری برای اعطا. من هرگز متوجه چگونه ملاقات با دوستان به من اجازه داد تا در نهایت از حالت فشرده خارج کنید بعد از استرس و نحوه زندگی در محوطه دانشگاه به من داد برخی از سوخت و انگیزه برای حفظ کار نسبت به آینده من و نمرات من. حتی نوشتن برای روزانه کالیفرنیا تبدیل شده بود مثبت متوسط که در آن من قادر به استادانه درست شده در تفاوت های ظریف از نسل اول ،

آیا من از نظر احساسی تخلیه در دوستان و یا از طریق نظر من ستون این رسانه ها به من داده اند قدرت ذهنی به نیروی تازه یافتن. این جهانی و همه گیر برای من آرزو می کنم من می تواند به سادگی به زندگی من بازگشت اما آن را استرس زا بود. آن را قطعا به من آموخت که بیشتر سپاسگزار برای کوچکتر لحظات زندگی.

در طول زمان من اجتماعی فاصله آن را دشوار است برای سالم نگه داشتن طرز فکر. این تغییر ناگهانی به کلاس های آنلاین ساخته شده است که من احساس می کنم فریب خورده از با ارزش ترم دانشگاه من تجربه. من از دست شدت dodging نفر از دانشجويان آگهی در بالا Sproul پلازا. من از دست تعامل انسان آنقدر زیاد است که من احساس می کنم زمانی که من راه رفتن را از طریق Sproul هر روز از ترم بعد, من متوقف خواهد شد به یک 10 دقیقه مکالمه با هر دانش آموز در تلاش برای به دست من یک بروشور. من دیگر نمی خواهید به احساس می کنم مثل من زودتر حجم کار شد و یک بار به جای یک برکت و رحمت است.

وجود دارد بسیاری از دیگر تغییرات ناگهانی مانند کلاس وظایف سنگین بودن به حداقل برسد به اندازه کافی در برخورد با خانواده و مسکن, شرایط خروج از دوستان من بدون گفتن مناسب خداحافظی و نه قادر به رفتن در پیاده روی اجرا می شود و یا خانه را ترک. من هرگز فکر نمی کردم من می خواهم دیوانه در مورد دومی چون من لذت بردن از گرفتن وقت من داخل به باد کردن اما در این نقطه, آن را فقط افسرده.

عادت به بودن در داخل اکثریت از آن زمان سختی است, روند, اما من در تلاش برای نگه دارید هل دادن خودم. هر چند من احساس می کنم unmotivated و به عنوان اینکه من در تمدید تعطیلات تابستانی من در تلاش برای نگه داشتن آن رفتن روز به روز. من در تلاش برای پیدا کردن انگیزه از طریق کوچکترین چیزهایی که من می دانم که به نفع من در دراز مدت پس از این قرنطینه. من آموزش سپاسگزار برای رسیدن به صرف زمان بیشتری را با خانواده و در طرح بزرگ از چیزهایی که من می دانم که این بار در وضعیت روحی من تنها موقعیتی. اگر من را یاد خودم به بیمار و منتظر نور در انتهای تونل من باید استقامت به دنبال آن نور.

پیدایش آلجو می نویسد: دوشنبه ستون بودن نسل اول ، او تماس بگیرید در [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

آموزش سئو