داخلی مهاجرت: ادبی/تاریخی مشاهده

هنر, جنس, جهانی, عناوین مهاجرت و پناهندگان TerraViva سازمان ملل متحد

نظر

استکهلم / رم, مارس 22 سال 2020 (IPS) – از آن آسان است برای تعمیم در مورد مهاجرت. سیاستمداران پوپولیستی اغلب مهاجران را به تصویر بکشد به عنوان غریبه و “ما” میهن به عنوان پایدار نهاد ریشه در یک جامعه کشاورزی. هنگامی که آنها را به طوری که آنها تمایل به فراموش کرد که بسیاری از ما در واقع مهاجران که سمت چپ است که کشاورزی سنتی جامعه دور پشت سر گذاشت و اگر نبود ما که دادیم این بود که اجداد ما.

شکل دیگری از تعمیم است به آینه کلی در شخصی چیزی است که انجام شده است در رمان ها و فیلم های. من باور دارم که تقریبا در هر کشور بر روی زمین می تواند در حال حاضر در حال حرکت توصیف از مردم ترک روستا به شهر است. خواندن یک رمان و یا تماشای فیلم در توصیف این فرایند ممکن است به ما کمک کند به درک که پشت هر مهاجر بین المللی و همچنین داخلی وجود دارد منحصر به فرد و سرنوشت انسان.

من به این مورد فکر می کنم هنگامی که من چند سال پیش مشغول به کار بود با سوئد و همکاری های توسعه بین المللی آژانس (Sida) که در آن زمان تا به حال آن توسط دفاتر Sveavägen در مرکز استکهلم. از پنجره من من می توانم نگاه کردن در Malmskillnadsgatanکه Stockholms برجسته ترین فحشا و خیابان و کمی دورتر می بینم برج های دوقلو توسط Kungsgatan. برای من که از یک شهر کوچک روستایی, این یک احساس قوی به نشستن میز من با نظر استکهلم شهری شهر قلب است.

با آغاز قرن 20 با Brunkeberg ریج کنده شده بود و نه از طریق راه را برای یک prestigous خیابان که قرار بود به نام Kungsgatanسلطنتی خیابان. بی سرپرست خانه های تخریب و آوار پاک دور در حالی که استکهلم بود تبدیل به یک کلان شهر.

در طول 1.5 کیلومتر طولانی Kungsgatanچشمگیر, ساختمان ساخته شد و در نهایت به مراتب بیشتر و با شکوه برج سلطنتیپیوست و با این Malmskillnadgatan از طریق یک پل پوشا در سراسر گسترده رژه خیابانی. 60 متر ارتفاع برج تأسیس شد و در سال 1925 شد که در آن زمان در سوئد بلندترین آسمان خراش. آنها نماد مدرن استکهلم تا حدودی بیش از حد تبلیغ به عنوان یک مساوی به برلین و پاریس و نیویورک.

Kungsgatan شده بود با لوکس فروشگاه فانتزی, کاباره ها و عجیب فیلم در کاخ. من به ذکر است که Malmskillnadsgatan بود prosititution خیابان پس من همراه که در خیابان با Kungsgatan, یک رمان خواندم همان سال به عنوان من به پایان رسید تا در Sida دفاتر. آن نوشته شده بود در سال 1935 توسط Ivar Lo-جوهانسون عضو از آنچه که به عنوان شناخته شده پرولتری نویسندگان. در حقیقت جوهانسون را رمان Kungsgatanخود شهرستان نبض پر زرق و برق چراغ های نئون اتومبیل و خوب لباس پوشیدن revelers می شود یک طعمه جذب جوانان روستايی به رشد کلانشهر.

دهقان پسر آدریان و روز کارگر مارتا تجربه مختصر و پر سر و صدا عشق وعاشقی در یکی از سوئد بسیاری از فقیر روستاها که در آن زندگی شده بود تا حد زیادی بدون تغییر نسل بعد از نسل. مارتا و آدریان ظریف رابطه شکسته است هنگامی که مارتا در رویاهای اصرار او را به شهرستان های بزرگ. او نمی خواهید به اتلاف زندگی خود را در فقر مرگ یک روستا در معرض همیشه حاضر بهره از مردم او مجبور است برای به اشتراک گذاشتن یک نواختی وجود با. خاک او فقیر پدر و مادر trudge همان پایمال مسیرهای روز پس از روز از گهواره تا قبر. هیچ مارتا می خواهد به جلو با زندگی خود و صرف آن را مطابق با خواسته ها و اهداف است. او می خواهد به پول و امیدوارم به کمک پدر و مادر و خواهر و برادر به فرار خود را از اسارت و بدبختی است. او می خواهد به بازگشت به روستای خود را به عنوان یک “موفقیت آمیز” فرد کسی است که تبدیل به ثروتمند urbane و پیچیده است.

مارتا می رسد در استکهلم و می شود یک کار در یک کافه هر چند ناچیز حقوق و دستمزد کافی است برای او برای به دست آوردن هر یک از کشنده کالا در مغازه لوکس بوتیک. با این وجود مارتا در می یابد که او خوب به نظر می رسد جذب ساکنان شهرستان. همراه با یک دوست و او قصد دارد برای ایجاد یک فروشگاه عطر اما کمبود سرمایه و تحقق است که ظاهر او می تواند تبدیل به یک دارایی را Marta پیوستن به “شادی دختران” یعنی روسپی که امد و شد زیاد Kungsgatan. او فعال است برای ارسال یک مقدار عادلانه از پول به فقیر او پدر و مادر به خانه برگشت و در نتیجه افزایش اعتبار خود را در چشم همسایگان. اما مارتا می شود به طور فزاینده ای جسورانه و بی دقتی. کمین فاجعه می شود یک واقعیت است که مارتا مومن مادر بازدیدکننده داشته است او ظریف است. در طول یک رستوران مراجعه حقیقت dawns بر مادر که در میان مهمانان ناهار خوری شکسته شدن در اشک. شرم و ناامیدی رخ به طور فزاینده ای از جان گذشته مارتا. در گذشته او موفق به انتخاب مشتریان خود را با برخی از تمایز اما او در حال حاضر از دست می دهد کنترل بیش از وجود او رنج می برد از یک حمله شدید بیماری مقاربتی و در نهایت تسلیم به بدبختی و می میرد.

آدریان وارد شده بود در استکهلم تا حدودی بعد از مارتا. بیشتر محفوظ و متفکرانه تر از سابق خود را نامزد او دچار از خود بیگانگی و در ابتدا فاقد حس تعلق او تجربه کرده بود در خانه خود را ایجاد کرد. Neverthelss آدریان نیز تجربه یک حس آزادی و هیجان از به چالش کشیدن ، او می شود یک کار در یک سایت ساخت و ساز که در آن او به شدت تحت درمان توسط کارفرمایان و کارگران همکار اما او پی سازگار به شرایط زندگی. با وجود اینکه سرخورده و بیدفاع و به حاشیه رانده شده Adrian متوجه می شود که او را تبدیل به یک فرد بالغ و در واقع می تواند ایستادن روی پای خود و بدون حمایت اجتماعی محصور دهقان جامعه است. او در می یابد سوسیالیسم و همسران با bohemians و نویسندگان.

آدریان گاهی اوقات ضربه به مارتا هر چند این مشکل برخورد. آنها زندگی در جهان های مختلف و به پوشش خود جدا نشده روستایی پس زمینه هر دو باید خود را تغییر گفتار و رفتار است. آنها تبدیل شده اند بی اراده گیر در نقش مربوطه خود را. با وجود تردید مارتا و آدریان سعی کنید برای بازگرداندن برخی از آنها از عشق از دست رفته از طریق Adrian آلوده می شود توسط مارتا خطرناک STD. هر دو در بیمارستان بستری هستند و مربوط به دوره نقاهت می شود طولانی و دردناک است. آدریان فرار از این برزخ, تقویت تجارب خود را: “همه آنچه که من درک است که بدون معنی بر خلاف, آن است که تنها سرمایه یک مرد فقیر مثل من.” هر دو Adrian و مارتا از دست داده هر چند Adrian می یابد یعنی وجود خود را در حالی که مارتا می شود تلخ و بازنده که نمی تواند در زندگی.

آدریان پیگیری از خود و بینش خود را از مشاهدات و نا امیدی مرکزی به رمان در حالی که مارتا است که به تدریج تبدیل به یک ثانویه شخصیت. آن Ivar Lo-Johanssons قصد ارائه صدای یک زن در مقابل افت سوئد تحول عمدتا روستایی جامعه مدرن دولت رفاه. حتی اگر Lo-جوهانسون تا به حال تجربه چه او نوشت: در مورد داستان خود را از دست داده است و در آن قالب خاص از طریق تصویر خود را از مخمصه مارتا. بسیاری از معروف نر اعضای سوئدی پرولتری “مدرسه” موفق به شناسایی مشکلات زنان فقیر و تنها چند زن پرولتری زنان نویسنده به دست اورد دسترسی به خوانندگان گسترده ای.

تقریبا در هر کشور ممکن است نویسندگان مانند Ivar Lo-جوهانسون توصیف کشنده جذبه رو به رشد شهرها و راکد زندگی فقیر جوامع روستایی. ما شده اند در مواجهه با صدها نفر از فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی در مورد بی گناه روستایی دختران اغوا به فحشا – مانند کانادا و انگلیس سخت آب پز و disconsolate فیلم Eastern Promises 2007 و معادل فیلم های ساخته شده در توسعه کشورها مانند مکزیک لاس Poquianchis و Lo mejor de ترزاهر دو از سال 1976. پرولتری نویسندگان از سراسر جهان را نیز شرح داده شده یک توسعه مانند یک تجربه Adrian اغلب تحت تاثیر داخلی مهاجرت که در این لحظه در حال وقوع است در کشورهایی مانند چین و هند یا برزیل.

دو نمونه در میان بسیاری دیگر از اهمیت مهاجرت از مناطق روستایی به مناطق شهرنشین تا به حال در یک کشور با فرهنگ آمریکا مهاجرت بزرگ و فشار به شمال. بین سال 1916 و 1970 شش میلیون آفریقایی-آمریکایی مهاجرت از مناطق روستایی ایالت های جنوبی به مناطق شهری شمال و غرب است. خروج عمدتا ناشی از شرایط بد اقتصادی و همچنین تبعیض نژادی و تبعیض است. قبل از سال 1910 بیش از 90 درصد از جمعیت آمریکایی های آفریقایی تبار در جنوب زندگی می کردند با پایان این مهاجرت بزرگکمتر از 50 درصد از آنها باقی مانده است, در جنوب, در حالی که بیش از 80 درصد از آفریقایی-آمریکایی ها در سراسر کشور زندگی می کردند در شهرستانها. مانند سوئد مهاجر جنبش در بالا ذکر شد این مهاجرت بزرگ منجر به افزایش فعالیت های فرهنگی به خصوص در آفریقایی-آمریکایی جوامع است. در زمینه ادبیات آن را افزایش داد به اصطلاح رنسانس هارلم و آمریکا صحنه موسیقی شد و تغییر توسط هجوم آفریقایی-آمریکایی نوازندگان از جنوب که با آنها به ارمغان آورد بلوز و جاز.

ایتالیا تجربه مشابه حرکت از جنوب به شمال زمانی که رونق اقتصادی ایتالیا در جذب تعداد زیادی از جنوبی ها به اصطلاح صنعتی مثلث بین تورین میلان و جنوا. در بخش بزرگی از قرن 20th جنوب ایتالیا رنج می برد از نرخ بالای فقر عمدتا به دلیل ضعیف باروری از مناطق کشاورزی است که با توجه به تکه تکه شدن زمین, خواص دیگر می تواند نیازهای کشاورزی خانواده که علاوه بر این اغلب دچار ناامنی ناشی از جرایم سازمان یافته است. میلیون ها نفر از ایتالیایی ها بودند تحت فشار قرار دادند به مهاجرت هر دو در خارج از کشور و به شمال ایتالیا. داخلی مهاجرت به اوج خود رسیده بین 1958 و 1963 هنگامی که یک میلیون و سه صد هزار جنوبی به سمت شمال.

مهاجرت از جنوب ایتالیا به شمال همچنان ادامه دارد هر چند به میزان کمتر از قبل. آخرین به اوج رسیده بود بین 1968 و 1970. تنها در سال 1969 60,000 مهاجران از جنوب وارد تورین. در ایالات متحده آن را در ایتالیا رایج بوده است به تشدید یک شکاف فرهنگی میان “شمال” و “جنوب” به یک مفهوم داخلی مهاجرت کاهش یافته پرورش تبادل فرهنگی در هر دو جهت در نتیجه کمک به وحدت ملت و نیرو های هنر.

مهاجرت یک فرآیند مداوم است که هرگز بس ما همه به شکل آن چیزی است که منعکس تجربیات فردی توصیف شده در داستان گفت: در سراسر جهان است. فرهنگ بر اساس تجارب مشترک و باز بودن به این معنی است که آن را کامیاب اگر انسان تحرک در آغوش گرفت به جای اینکه به عنوان یک تهدید.

Jan Lundius دارای مدرک دکترا. در تاریخ دین از دانشگاه لوند و به عنوان یک متخصص توسعه محقق و مشاور در SIDA, یونسکو, FAO و دیگر سازمان های بین المللی.

tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>